
دکتر علي شريعتي![]()
ادامه مطلب رو یادتون نره ![]()
![]()
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 22:23 توسط مریم
|

اما عشق نه تلخ بود نه شیرین نه ترش بود نه شور نه زشت بود و نه زیبا عشق تنها بود عشق تنها ماند همیشه بدون هیچ مزه ای بدون هیچ حرفی تنها سکوت بود آری عشق مخلوطی از مرگ و سکوت است عاشق می میرد وسکوت همه جا را می گیرد و عشق تنها می ماند مثل همیشه و مرا به جرم عاشق بودن و زنده بودن میسوزانند و من عاشق می مانم و می میرم تو تو سکوت را می شکنی و فریاد میزنی که عاشق نبودی و بر مرگ من می خندی و من می میرم چون عاشق بودم
قصه گل و تگرگه
ترس بی تو زنده بودن
ترس لحظه های مرگه
ای برای با تو بودن
باید از بودن گذشتن
سر به بیداری گرفته
ذهن خواب آلوده من
همیشه میون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت
پاک و رویایی نشسته
کاش میشد چشام ببینن
طرح اندام تو داره
زنده میشه جون میگیره
پا توی اتاق میزاره
کاش میشد دوباره باغچه
پر گلهای تو باشه
غنچه سفید مریم
با نوازش تو واشه
کاش میشد اما نمیشه
نمیشه بیای دوباره
نمیشه دستات تو گلدون
گلای مریم بزاره
کاش میشد اما نمیشه
این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود
دیگه برگشتن نداره
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:38 توسط مریم
|

دلم تنگ است...
و تنهایم و تنهایی به لب می آورد جانم
بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل که بی پروا
تلنگر می زند بر من و می گوید به من نزدیک نزدیکی ...
!
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 22:3 توسط مریم
|

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت ؟ جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات..؟ اجازه هست توشعر من اثربزاره خندهات...؟ شب كه مياديواش يواش باچشمك ستارهاش اجازه هست ازآسمون ستاره كش برم برات...؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ توهم بگي دوسم داري بارون بشم دل بباره بريم توباغ اطلسي بي رنج ودردبي كسي بهت بگم اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني....؟ خيال كنم دل منو بارفتنت نمي شكني...؟ اجـــــــازه هست....؟ فقط خيال كنم..........خيال كنم 

ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:30 توسط مریم
|


+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 21:50 توسط مریم
|

دوست دارید کدام باشید ؟
عاشق یا ...
معشوق
نظرتون رو بگید و نظر دیگران را بخوانید ...
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 21:24 توسط مریم
|

تو خسته تر از آن بودی
که حتی
بیندیشی
چقدر دوستت دارم

+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:40 توسط مریم
|

زندگی ریباست اگر زیبایی هایش را خراب نکنیم.
+
نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 21:6 توسط مریم
|
