تبليغاتX
سرمه

سرمه

آخه دل من.....تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار.......

HOMEPAGE

E-MAIL

                                                      

          زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم  نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود

زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود

زيباترين هديه عمرم محبت توبود

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود

زيباترين اعترافم عشق توبود

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:26 توسط مریم |

شب هنگام را غنیمت میدانی ! 

شب با عاشقان پیوند دیرین دارد

دلشان را با هر آنچه در آسمان شب می بینند

پیوند میدهند !

با ستاره میدرخشند

و برق نگاه یار تجسم میکنند !

با ابرهای سنگین همزاد میشوند

اگر ببارند ، اشک میبارند چونان

وگر نبارند غم در دل فزون کنند !

با نسیم شبانه ، پیغام دلدادگی به گوش دلدار رسانند ...

قاصدکی همراه نسیم

به کویش روان گردانند

و او از پیغام لبریز عشق گردد !

شب رازها نهان دارد

شب محرم انسانهای پاک ؤ

شب شور مجنون

شب بیتابی لیلی

در خود پنهان دارد !

شبت را زنده نگه دار

Image hosted by allyoucanupload.com

بعضي وقتا چشمام به قلبم حسوديشون مي شه ...

 مي دوني چرا ؟ 

چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري

Image and video hosting by TinyPic 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:23 توسط مریم |

 

دخترا

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
  
 چند دقيقه بعد نیمروی اماده رو نوش جان میکنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سرکه همراهه دود اشپزخونه رو برمیداره

ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رواستشمام میکنن و میدون تو اشپزخونه

چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

کاری ندارین خدافظ

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 7:49 توسط مریم |

قرارنبود دلتنگی نوشته های عاشقانه 

قرارنبودجواب سلاممو ساده بدی

یه جوابو یه نگاهو بعد ردشی بری ღღ

قرارنبود منودیدی چشاتو ببندی

تودلت هرچی می خوای بگی وبخندی ღღ

قرارنبود یکی دیگه بیاد تورویاهات

رویاهاروترجیح بدی به تودنیا کارات ღღ

قرارنبود ساده دل بدی به یکی دیگه

به اونی که حرفای خیلی خوب بهت میگه ღღ

قرارنبود دوست بشی بااون غریبه

اون که طرز نگاش بهت یه کم عجیبه ღღ

قرارنبودجای شبا روزا روتنها باشی

باهمه دوست ولی بامن بی وفاباشی ღღ

قرارنبودحرفات پیش اون تموم بشه

وقتی هم بامنی فقط سکوت حروم بشه ღღ

قرارنبود لبخند مال اون وتبسم مال من شه

قلب من خطرناک ومال اون امن شه ღღ

قرارنبوداینجوری حرف بزنم باهات

ولی خودت اینوخواستی بااون کارات ღღ

قرارنبودکه مادوتاازهمدیگه جدابشیم

ولی حالا بیاقول بدیم همرنگ دریابشیم ღღ

ادامه مطلب یادت نره عزیزم 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:54 توسط مریم |

  

این هفته تولد یکی از دوستامه که خیلی دوستش دارمN Aggressive (39)

ایشالا ۱۰۰ ساله بشیبرات آرزوی خوشبختی میکنم

                              

   

اینم کیک تولدت داداشه گلم

 

 

تقدیم به تو

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:57 توسط مریم |

هزار سال به سوی تو آمدم,

 

                                       افسوس!

 

                               هنوز دوری!  دور از من,  ای امید محال

 

هنوز دوری,  آه از همیشه دور تری!

 

همیشه اما کسی در من نوید می دهد

 

که می رسم به تو!

 

           شاید هزار سال دیگر

 

صدای قلب تو را,

 

               پشت آن حصار بلند

 

                               همیشه می شنوم

 

همیشه سوی تو می آیم

 

                            همیشه در راهم

 

همیشه با توام, ای جان!

 

                     همیشه با من باش!

 

                                        همیشه...

 

 

 

در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي ميکردند. شادي , غم , غرور , عشق و ... روزي خبر رسيد که به

 

زودي جزيره به زير آب خواهد رفت.همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. وقتي

 

جزيره به زير آب رفت ,عشق از ثروت که قايقي با شکوه داشت کمک خواست و گفت: آيا ميتونم با تو

 

همسفر شوم؟ ثروت گفت: نه من مقدار زيادي طلا و نقره دارم و جايي براي تو ندارم. عشق از غرور که با

 

يک کرجي زيبا راهي مکاني امن بود کمک خواست. غرور گفت: نه! چون تمام بدنت خيس و کثيف شده

 

و قايق زيباي مرا  کثيف خواهي کرد. غم در نزديکي عشق بود.پس عشق به او گفت: اجازه بده که با تو

 

بيايم. غم با صداي حزن آلود گفت: آه من خيلي ناراحتم ,و احتياج دارم تنها باشم! عشق سراغ شادي

 

رفت و او را صدا زد,اما او آنقدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را نشنيد. آب هر لحظه

 

بالاتر ميامد وعشق ديگر نااميد شد, که ناگهان صدايي سالخورده گفت من تو را خواهم برد. عشق از

 

خوشحالي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع سوار قايق شد. وقتي به خشکي رسيدند پيرمرد به

 

راه خود ادامه داد و عشق تازه متوجه شد که چقدر پيرمرد به گردنش حق دارد. عشق نزد علم رفت و

 

گفت آن پيرمرد کي بود که جان مرا نجات داد؟ علم پاسخ داد زمان. عشق با تعجب پرسيد چرا زمان به

 

من کمک کرد؟!! علم لبخندي خردمندانه زد و گفت:

« زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است... »

 

 

 

 

 

 

 

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب...

 

 بوسه يعني مستي از مشروب عشق...

 

بوسه يعني لذت دل دادگي...             لذت از شب . لذت از ديوانگي...

           

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق...

 

 طعم شيريني به رنگ سادگي...

 

 بوسه يعني آغازي براي ما شدن...

                                

 لحظه اي با دلبري تنها شدن...

          

 بوسه سرفصله کتاب عاشقي...

               

 بوسه رمز وارد دلها شدن...      بوسه آتش مي زند بر جسم و جان...

                             

 بوسه يعني عشق من با من بمان...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:40 توسط مریم |

Image and video hosting by TinyPic 

 

خدایا!

به من کمک کن،

به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم،

خدایا!

به من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش

بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم.

خدایا به من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و

شیرین ترین دعاگر باشم.

خدایا به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع

 آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در

گوشش سر دهم ،

خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق

بگذارد و پذیرا شود

Image and video hosting by TinyPic

دلم میخواد تو رگام جای خون عشق تو باشه

دلـــــــم میخواد تو نفسـم گرمــی مهر تو باشه .

 

دلم میخواد تو قلب من همیشه عشق تو باشه .

دلم میخواد آتش عشق من و تو تا زنده ایم روشن باشه .

 

دلم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه .

دلم میخواد که فصل عشق من و تو واسه همیشه بهار باشه .

 

دلم میخواد که رو لبات همیشه لبخند باشه .

دلم میخواد که عشقمـــــــون توی جهـــان یکی باشه .

 

دلم میخواد که دست من فقط تو دست تو باشه .

                   دلم میخواد که رو دیوار همیشه عکس تو باشه

 

دلم میخواد که قلب تو همیشه مال من باشه .

دلـــم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:31 توسط مریم |

 

می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده

در کنار تو لذت ببرم!

شاکر روزهایی که

هر یک به هدیه یی مانندند!

رویاها و امید هایی که

هنوز امکان ممکن شدن دارند

و عشق ها و مهربانی ها

که هنوز

فرصت تجربه کردنش با ماست!

یک روز

روز آخر ما خواهد بووود!!!

 

روز آخر!

 

   

 

عشق

معنای شعر است

الهام رؤیا هاست

هیجان رقص است

موسیقی آوازهاست

عشق

شور و شوق روح است

احساس قلب است

عشق

شعر رؤیاهاست

رقص آوازهاست

و

روح قلب هاست

اینو از وبلاگ قبلی مرجانN Aggressive (31)(بی تو هرگزN Aggressive (27)کش رفتم

از این

http://maniyato.blogfa.com/

 راستی ۱۳ به در به همه خوش بگذره 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 13:58 توسط مریم |

   دید و بازدید عید / Nowrouz Holiday family get togethers

 

سال13۸۷ را به همه شما دوستان

 

 تبريك مى گويم

 

سال جديد سالى پر از موفقيت وبهروزى

 

 براى همه باشد

 

دوستان سلام

باز هم از اينكه اينقدر دير آپ شدم ببخشيد

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 11:55 توسط مریم |

  

 

Smileyتولد عشقSmiley

             اون تو بودي

                    تو بودي كه با اولين نگاه

                                   اولين سلام

                براي اولين عاشقم كردي

                                   آره تو بودي ........خوده خودت..

                   امروز هم تولدته....23 اسفند ماه....

                                                       زيبا ترين روز

                                         روزي كه نيمه گمشده من متولد شد

                                                     روز عشق

                       يك روز سرد زمستون

                                                ... روزه تو

این گلها تنها چیزیه که میتونم بهت بدمSmileySmileySmileySmileySmileySmiley

                                       

يه آسمون گلهاي ياس و ميــــــــــخک.

يه دنيا عشق و اشتياق و پولـــــــــــك.

يه حس آشنا با قلبي بى قرار و كوچك.

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

SilverClub.tkعزيزم تولدتـــــــــــ مبــارکــ   SilverClub.tk                             

 

خوبي گلم    SilverClub.tk

 

ايشالله که 100 ساله بشیSilverClub.tk

 

نه 100 کمه 120ساله بشی SilverClub.tk

 

نه 120ساله کمهSilverClub.tk

 

ايشالله هميشه زنده باشی SilverClub.tk 

 

به همه ی آرزوهات